داستان های داغ امیر – ۲

0 views
0%


شب ژاله خونه اومد با یه دختر 20 ساله كه بعدا فهمیدم اسم اونم زهراست یه دختر زیبا خوش هیكل. ژاله باهام احول پرسی كرد دیگه میدونستم كه این دختر هم یكی از چندتا دختری است كه در دام شهلا و ژاله افتاده ودارن ازش بهره برداری میكنند و میشه اونم كرد. شب نشستیم دور هم و حكم بازی كردیم شوخیهای سكس و…از ژاله خواستم فرداش سر كار نره (جندگی)و با هم بریم جاده چالوس همه قبول كردن جاتون خالی روز بعدش خیلی خوش گذشت اونجا هم با یه همزبون اشنا شدم كه ازش دو شیشه ویسكی ناب گرفتم. شب ساعت 9 رسیدیم خونه یه نیم ساعتی نشستیم زهرا گفت امیر آقا اونهایی كه گرفتی رو نمیارید بخوریم؟ گفتم مگه شما هم میخورید؟ ژاله با خنده گفت پس فكر كردی فقط توی گاومیش از اونا كوفت میكنی زود باش برو بیارش رفتم از توی ماشین دوشیشه ویسكی رو آوردم یه دفعه تو راه به خودم گفتم اگه مستشون كنم شاید بتونم سه تاشونو با هم بكنم ای ول به مغزم. اومدم تو دیدم بساط امده است چیپس ماست موسیر مهیاست. ایول استكانها اماده بود. ژاله اومد جلو مشروب رو از من گرفت گفت من ساقی و شروع كرد به رقصیدن. شهلا جلو اومد گفت تو غلط كردی امیر ساقی بزار با دست امیر گرم بشیم اخه همه دوست هام میگن ساقی بودن من توی عرق خوری حرف نداره (كاش میشد با تمام برو بچ آویزان دختر و پسر مینشستیم وخودم ساقی همتون میشدم) شروع كردن به ریختن پیك اول دوم سوم … پیك 5 شهلا صورتش گل انداخته بود ژاله دستشو رو پای من گذاشته بود و با بغل رونم بازی میكرد صدای حبیب تمام فضای اتاق رو پر كرده بود(به تو هدیه دادم یك دل عاشق) خودمم یكم گرمم شده بود زهرا كه دیگه وا رفته بود شهلا گفت بسه. گفتم نه بابا هنوز یكی دیگه مونده شهلا گفت اگه من بخورم حالم خراب میشه چند پیك دیگه به دخترها دادم مزه مون تموم شده بود ژاله و زهرا هم كنار كشیدن همه دراز كشیده بودن شهلا یه نگاهی بهم كرد و سرشو اورد گذاشت رو پام دستشو درست اورد گذاشت روی كیرم. وای نمیدونم توی این حال شده یكی از روی شلوار كیرتو بماله انگار تمام بدنت خواب رفته . یه پیك ریخته بودم اما مزه نداشتم ژاله كه دست مادرش روی كیرم بود و داشت میدید گفت چرا نمیخوری گفتم اخه مزه ندارم گفت بخور خودم بهت مزه میدم. اون یه پیك رو بالا كشیدم كه ژاله لباسشو بالا زد و پستونش اورد جلو گفت اینم مزه. وای باورم نمیشد دیگه مشروبی كه خورده بودیم چیزی به اسم خجالت رو از جمع ما دور كرده بود نوك پستونشو كردم تو دهنم وای عجب مزه نازی داشتم. نوك سینشو میخورم ژاله سرمو به سینه اش فشار میداد شهلا زیپ شلوارمو كشید پایین و كیرمو در اورد شروع كرد به ساك زدن تنها كسی رو كه یادم رفته بود زهرا بود. یه لحظه نگاهش كردم دیدم دستش تو شلوارشه وداره خودشو میماله. سر شهلا رو كنار زدم و زهرا رو دعوت كردم بیاد جلو. اومد جلو كیرمو كردم تو دهنش یكی دوبار تا ته حلقش بردمش كه گفت نكن حالم بد میشه بالا میارم زیاده روی كردم. شهلا گفت بلند شید بریم روتخت یه لحظه كه بلند شدم تمام اتاق داشت دور سرم میچرخید دیدم بابا حال اونها از من بدتره سی دی رو با بدبختی خاموش كردم. اونا رفتن تو اتاق رفتم تو دیدم نشستن گفتم شروع كنید دیگه دوستدارم ببینم چطور با هم حال میكنید. ژاله یعنی چی بیا دیگه گفتم خیلی دوستدارم سكس سه تا زن رو باهم برای چند لحظه ببینم شروع كن كوس مامانت رو بلیس. همه لخت بودیم یعنی لخت شدیم هیچكدوم از دیگری خجالت نمیكشیدیم شاید باورتون نشه و فكر كنید من دارم دروغ میگم اما ژاله روی كس مادرش افتاده بود وداشت با زبونش لیسش میزد و زهرا هم داشت پستونا درشت شهلا رو میك میزد. چه صحنه جالبی بود. رفتم جلو كیرمو كردم تو دهن شهلا. اینقدر حشری بود كه كیرمو چند دفعه گاز گرفت و هر بار صدای من بلند میشد اما كی بود كه اهمیت بده. كیرمو در اوردم رفتم پایین ژاله بد جر كونش رو قمبل كرده بود رفتم پشتش از پشت كیرمو كردم تو كوسش اخ داغیش رو باتمام مستیم حس كردم. صدای ناله اش بلند شد شروع كردم تكون دادن چند بار كه تكون دادم زهرا رو صدا كردم. اومد جلوم گفتم تو هم كنار ژاله قرا بگیر اونم با همون شكل كه ژاله نشسته بود نشست كیرمو در اوردم گذاشتم دم سوراخ كوس زهرا شاید باور نكنید ولی از سوراخ كون هم تنگ تر بود یكم فشار دادم یه فكری كردم گفتم بهتره كه اینو اخر كنم بزار یه حالی به شهلا بدم. كنارش زدم. گفت چی شد گفتم صبر كن شهلا جون مقدم تره همینجور كه خوابیدب ود كیرمو كردم توش لا مذهب معلوم نبود كیرم كجا رفته فقط اخ و اووووووخ میكرد بعد چندتا تلمبه بخاطر اینكه تحریك شده بود ارضا شد. زهرا رو اوردم روی شهلا چهار دست وپا شد كیرمو بردم دم كوسش یكدفعه فشارش دادم یه دادی زد و كیرم رفته بود تو اوتو نمیدونم به چی گیر میكرد یا به چی میخورد انگار اخر كسش بود در بسته ولی خیلی حال میداد خیلی تكونش میدادم ژاله هم اومد كنارم. گفتم دوست دارم ابمو بخوری گفت نه گفتم باید بخوریش تلمبه زدنم سریع شده بود زهرا ناله میكرد و خواهش میكرد كه ارومتر داره بالا میاره. شهلا اون پایین خوابش برده بود شاید هم بی حس بود ارضا شده بود و مشروب هم كار خودشو كرده بودكه یكدفعه زهرا یالا اورد و ریخت توی صورت شهلا در همون حین اب منم اومد از كس زهرا كشیدم بیرون فرصت نشد كه بكنم تو دهن ژاله اما تمام ابم ریخت تو سرو صورتش غر غر كردنهای شهلا و صورت ابكیری مادر استفرا…. اه اه خوب ریده بودم به صورت جفتشون رفتیم حموم تا صبح دوبار دیگه ژاله و زهرا رو كردم وصبح ماشینو روشن كردمو ………………………….

From:
Date: June 3, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *