سکس با ساسان و بابک

0 views
0%


تو شركت بودم داشتم آماده می شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد گفت كجایی بابا؟ مهمون برام اومده از آمریكا اینقدر ازت تعریف كردم كه گرفته باید همین حالا ببینمش آماده باش میام دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مایی!خلاصه اومد و سوار شدیم ( الته بگم ساسان رو خیلی وقت بود می شناختم و خداییش سكس باهاش نداشتم كلا من ادم اهل سكس نیستم ولی خوب بدم نمیاد )بابك خان و همونجا ملاقات كردیم یه پسر هیكل دار و خوش زبون . از اونایی كه تا یه جنس لطیف رو میدید زود می خواست مخشو بزنه. بهش گفتم بابك خان نمی خاد با این حرفا مخ منو بزنی ما گوشمون از این حرفا پره. خندید گفت ساسان گفته بود افروز دختر زبون درازیه. خلاصه رفتیم خونه ساسان اینا. مامانش نبود گفتم پس مامانت؟ گفت رفته بیرون. خوب مانتو و روسریمو در اوردمو نشستم رو مبل ساسان هم تلویزیون رو روشن كرد یه فیلم سوپر گذاشته بود كه مردای 40-50 ساله داشتن دخترای نوجوون رو می كردن یه پیر مرده كیرشو به زور كرده بود دهن دختره بیجاره داشت بالا میورد خیلی دلم براش سوخت.خلاصه بابك رفت حموم گفت شماها نمیان گفتم من ظهری حموم بودم لخت اومد بیرون ساسان گفت افروز با هر دو ما راحتی؟ گفتم آره منظور؟گفت می خوایم حال كنیم با هم تكی یا دونفری؟ تودلم گفتم بد نیست دو نفری تجربه كنم اینهمه تو فیلم دیدم. خلاصه هر دوشون لخت لخت شدن ساسان سبزه و هیكلی و بابك هم سرخ وسفید و هیكلی كلا من مردای هیكلدار رو خیلی دوست دارم چون خودم هیكلم ورزشكاریه. هر دوشون اومدن طرفم.من وسط ایستاده بودم و اونا از هر دو طرف خودشونو می مالوندن به من.هر كدوم یكی از سینه هامو فشار میداد یكی گردنمو لیس میزد و اون یكی ازم لب می گرفت. خودم كم كم داشتم شلوارمو پایین می كشیدم حالا دیگه یه سوتین و شورت مشكی تنم بود با موهای فر و بلند و قهوه ای روشن (وای چه تاپ بودم ههههههه)منو هل دادن رو مبل جوری كه كله ام خورد به دیوار اشكم دراومد. كیر شون حسابی شق شده بودساسان پایین پام بود از نوك انگشتام می لیسید میومد بالا. بابك هم صورتمو گرفته بود تو دستاشو لبامو می خورد . كیر بابك دم دستم بود داشتم با دستام می مالوندمش بابك با دندوناش سوتینمو می كشید ساسان هم شورتو با دندوناش می كشید پایین. كم كم لخت لختم كردن. بابك یه سینه مو می خورد ساسان اون یكی رو . منم تو حال خودم بودم با دستام موهاشونو می كشیدمو نازشون می كردم به سینه ام فشار شون میدادم. كم كم آه و ناله ام بلند شد. بابك می گفت جون جون ..جیگرتو برم …عزیز دلم. بابك رفته بود پایین پاهامو باز می كرد و سرش لای پام گم شده بود و با حرص و ولع كسم می خورد . آه و ناله و وای وای من بلندتر شده بود .ساسان اومد بالا تر روی زمین دراز كشیده بودیم ساسان كیرشو گذاشت لای سینه هام و فشار میداد و عقب و جلومی رفت. چشماشو بسته بود و فقط آه و ناله میكرد همه مون نفسامون تند شده بودبابك داشت كسمو می خورد.خیلی لذت داشت برام زیر بدن ساسان و بابك داشتم مثه كرم لول می خوردم.بابك كاندوم گذاشت و یواش یواش كیرشو گذاشت در كسم و خیلی آروم كرد توش و هی جلو عقب می كرد یه ذره درد داشت بعد از مدتی صدای فریاد بابك بلند شد -دیوونه . دیوونه ام كردی كه یهو احساس كردم كیرش تو كسم مثه نبض میزنه وبابك بی حال افتاد رو پاهام.ساسان همینطور داشت با سینه هام ور می رفت كیر بابك كه اصلا نمی خوابید جاشو با ساسان عوض كرد حالا بابك دو تا سینه هامو گرفته بود تو دستاش و می خورد با زبونش لیس می زد و ساسانم داشت كسم و می خورد و زبونش و می كرد تو كسم . من واقعا لذت می بردم چنگ می زدم تو موهام و آه و ناله می كردم. ساسان كیرشو می مالوند در كسم گفت بابك بیا كس شو واكن كیرمو بذارم تو كسش. بابك هم اومد پایین ساسان كیرشو گذاشت تو كسم یه ذره سخت ولی خوشم اومد .همینطوری كه ساسان عقب جلو میرفت بابك هم كس من و بیضه های ساسانو می لیسید وای ساسان داشت دیوونه میشد داد میزد. كه یهو بی حال شد . هر دو نسشتن رو مبل رفتم پایین پاشون كیرشونو گرفتم تو دستم یه لیس از این یه لیس از اون ..هاممممم چه حالی داشت یه كیر سیا یه كیر سفید هههههه با اون چشمام نیگاشون می كردم وقتی كه كیرشونو می كردم تو دهنم لبام غنچه میشد یه چشمك زدم بهشون. گفتم می خوام از هم لب بگیرین شما دوتا. گفتن نمی شه لوس نشو گفتم پس منم واستون ساك نمیزنم! خلاصه به زور راضی شدن اونام از هم لب می گرفتن منم یه لیوان شراب سرخ انگور ریختم رو كیرشون و می خوردم و حتی تخماشونم و لیس میزدم زیر تخماشونو با زبون می لیسیدم دوباره وحشی شدن .من ارضا نشده بودم ولی اونا دوبار ارضا شده بودن با یه حالت وحشیانه منو پرت كردن رو تخت گفتن باید ارضا بشی.هر دو افتادن به جون من بابك كسمو می خورد و انگشتشو كرده بود توش و چوچوله امو لیس میزد ساسانم سینه هامو می خورد و باز بونش نوكش میلیسید. دیگه داشتم دیوونه می شد . داد میزدم ولم كنین كشتین منو وای دیوونه ها …وای بسه بسه دارم میشم اونا اصلا به حرفم گوش نمیدادن به كارشون ادامه میدادن دادمیزدم بابك بخور لیس بزن ساسان بكن منو سر بابك رو با پام فشار میدادم ساسان رو با دستام محكم چسبیده بودم انگشتم و كردم تو دهنم و می مكیدمش تا یه ربع من فقط داد میزدم اونا دو تا وحشی تموم تنمو می خوردن بی حال شدم ساسان و بابك داد زدن هورااااو هردوش بغلم كردن می بوسیدن منو خداییش خیلی باحال بود واسه من كه با هر مردی سكس بهم نمی چسبه …

From:
Date: May 30, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *